منبع پایان نامه : دانلود پروژه رشته هنر درباره تئاتر – قسمت دوم

موسيقي

عنصر بسيار اساسي ديگري كه تعزيه به آن نياز داشت، موسيقي بود. موسيقي حزن انگيز داراي سابقه چند هزار ساله مي توانست در مراسم و آيين سوگواري به كار گرفته گردد، پس در آغاز از ابزار و نوارهايي بهره گیری مي گردید كه در سوگواري ها از آن بهره گیری مي كردند: دهل و سرنا از نخستين ابزارهايي بودند كه در مراسم سوگواري ايام محرم به كار برده مي‌شدند، اما تكامل تدريجي سبب گردید كه ابزارهاي ديگري به كار گرفته گردد تا تعزيه خوانا با قدرت بيشتري تأثیر را مجسم كنند. به ترتيب موسيقي در اين موارد مورد بهره گیری قرار مي‌گرفت:

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

مقدمه (پيش واقعه) واقعه و نتيجه

هنگام معرفي تأثیر ها

هنگام گفتگوي انبيا با انبيا

هنگام گفتگوي انبيا با اشقيا

هنگام رزم

هنگام شهادت ياران امام حسين (ع) كه همراهي تماشاگران را نيز ممكن مي سازد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

هنگام ورود فرشتگان

اعلام ورود جن و شيطان

بنابراين تنوع موسيقي الزامي گردید و نمايشنامه نويس مذهبي ايراني (تعزيه نويس) مي بايست به موسيقي مسلط باشد. به همين علت می باشد كه خواندن عادي يك متن تعزيه هیچگاه قادر نيست به همان اندازه اي كه با موسيقي و صداي خوش تعزيه خوان شنيده مي گردد لذت بخش باشد. به موقع گفته خواهد گردید كه هر تأثیر در چه دستگاهي مي خواند و اساساً تقسيم بندي ها چگونه می باشد. اما در اينجا قصد اين می باشد تأكيد گردد كه تعزيه بنا به تعبير برخي از ايرانيان نه تنها تقليدي از پاسيون هاي مسيحي نيست بلكه در جريان زمان و از طريق امتزاج عناصر گوناگون زیرا داستان، نقاشي، موسيقي، نقالي و… پديد آمده می باشد.

حتي اگر تعزيه تحت تأثير پاسيون هاي مسيحي نيز به وجود آمده باشد دقيقاً بايستي چنين تصور كرد كه پاسيون هاي محركي بوده اند تا نمايشگران خلاق ايراني را وادار به بهره‌گيري از گنجينه هاي خودي كنند و معادله ميان نمايش، اجرا، متن نمايش و نمايش مبتني بر متن نوشته شده نمايشي را مستقر كنند و اين هنر دوران تحول اجراي در ميدان ها و معابر به اجرا در مكان هاي سرپوشيده را به تدريج طي كرده، قراردادهاي صحنه اي خود را از هر نظر پديد آورد، رنگ هاي سمبليك لباس و علائم را به مخاطبان آموخت و ضمن اجراي ادواري (سالانه) اجراي تقويمي (به ترتيب روزهاي پيش از عاشورا و پس از آن) را به سلسله مراتبي از يادآوري باورها، با گريز زدن به واقعه كربلا، پرداختن به واقعه كربلا و رسيدن به اوج سوگواري را در ايام محرم و صفر پديد آورد. اما خالقان تعزيه به روانشناسي مخاطبان خود آگاه بودند و مي دانستند آنان براي ادامه كار و زندگي نيازنمد فاصله گرفتن از اندوه ماه محرم مي باشند و به همين دليل به تدريج نوعي وقايع كميك را وارد تعزيه كردند تا محرم با خنديدن بر سرنوشت كفار و دشمنان خاندان علي (ع) توان بازگشتن به زندگي روزمره را داشته باشند.

پديد آمدن تعزيه هاي مخصوص ايام ضربت خوردن شهادت علي (ع) در ماه مبارك رمضان و تعزيه هاي تاريخي نشان مي دهد كه نمايشگران ايراني مي دانستند كه مخاطبانشان در بخش عمده اي از سال نيازمند نمايشند و بر همين اساس روز به روز بر دامنه موضوع هاي تعزيه و جذاب كردن آن مي افزودند. نقبي از بيرون تكيه مي ساختند كه يك سر ديگر آن در مركز صحنه بود و زعفرجني ناگهان از آن بيرون مي آمد و سپس غيب مي گردید، فرشتگان را با منجنيق (نازل) مي كردند، در تعزيه شير و فزه (فضه) بازيگري را با ماسك و تن پوش شير وارد بازي مي كردند، و فرنگي را با لباس غربي، با چتر و كلاه سيلندر وارد بازي مي‌كردند و… قبلاً گفته گردید كه اشخاص در تعزيه از چند طريق متمايز مي شدند: لباس، رنگ لباس، موقعيت و موسيقي.

شكل 3: يك گروه تعزيه درباري. نفر دوم از سمت چپ معين البكاي گروه می باشد.

براي بيان شجاعت و رجزخواني حر دستگاه چهارگاه، زن پوش ها براي ايفاي تأثیر زنان در مايه همايون و شوشتري آواز مي خواندند، محاوره هاي متقارن، مثلاً گفتگوي امام حسين (ع) و علي اكبر (ع) در يك رديف خوانده مي گردید، در تعزيه مسلم امام در دستگاه نوا و مسلم در دستگاه ماهور مي خواندند و به رغم اينكه نت نوشته شده اي وجود نداشت تعزيه نامه نويس (نمايشنامه نويس) هنگام سرودن اشعار اين هماهنگي را در نظر داشت. تخطي از اين قانون مگر در چند مورد نادر جايز نبود. مثلاً در تعزيه حر پسران ابن سعد در گوشه زابلي كه در دستگاه چهارگاه خوانده مي گردد با پدر گفتگو مي كنند در حالي كه مخالفان از دستگاه و مقام هاي موسيقي بهره گیری نمي كنند. مواردي نيز هست كه انبيا از بحر طويل بهره گیری مي كنند.

هر گروه تعزيه يك ناظم و مدير و رهبر داشت كه او را معين البكاء مي ناميدند. برخي معين البكاء را كارگردان تعزيه ناميده اند كه با اغماض مي توان آن را پذيرفت. يادآوري اشعار فراموش شده، كم كردن گفتگوها و افزودن بر حمله و گريزهاي فيزيكي، ميدان دادن به يكي و گرفتن عرصه نمايش از ديگري آن هم در شرايطي كاملاً مشهود- نه پنهان زیرا كارگردان هاي تئاتر- از وظايف معين البكاء محسوب مي گردید.

تكيه دولت

تكايا قديمي ترين تماشاخانه هاي ايراني محسوب مي شوند كه از قداست و ارج و قرب خاص برخوردار بوده و پس از ساخته شدن به اموال عمومي مبدل مي شوند به نحوي كه باني يا بانيان حق تخريب يا تغيير كاربري آن را نداشتند و اين تماشاخانه مذهبي وقف مراسم و برگزاري تعزيه مي گردید و بانيان و وارثان حق توليت را به عهده داشتند و لاغير. روشن می باشد كه تكايا به تدريج معماري ويژه خود را يافتند. هر تكيه مي بايستي داراي اين بخش ها باشد: جايگاه جداگانه زنان و مردان، سكوي بازي، محوطه اطراف سكو [جايگاه تاخت و تاز و سواركاري]، يك ورودي مال رو و يك خروجي مال رو به نحوي كه اسب ها، شترها و در مواقعي فيل ها و كالسكه ها به سهولت از اين ورودي و خروجي وارد و خارج بشوند. در تكيه هاي مجلل آبدارخانه هايي براي پذيرايي ساخته مي گردید.

همچنين در برخي از تكايا نقب هايي براي ظاهر شدن اجنه در مركز صحنه [سكو] تعبيه مي‌كردند كه مدخل ورودي آن در بيرون از ساختمان قرار داشت. در اين نوع معماري و بنا به شرايط، دخل و تصرف هايي صورت مي گرفت. به عنوان مثال در حبيب آباد اصفهان- حباد- و در تكيه پايين آن به جاي يك سكوي بزرگ، چهار سكوي كوچك ساخته شده بود كه گاه چهار اتفاق موازي بر آنها اجرا مي گردد، اما در غالب تكايا يك سكوي بزرگ در مركز و جايگاه دو طبقه تماشاگران، تكيه را پديد مي آورد.

متمولين، امرا و حكام براي اثبات ارادت خود به خاندان علي (ع) و اثبات اعتقادشان كوشش مي كردند كه تكيه يا تكايايي بسازند. شاهان و امراي قاجاريه نيز از اين قاعده مستثني نبودند و هر يك از آنها تكايايي از خود به يادگار گذاشتند كه (تكيه دولت) به عنوان اوج معماري و عظمت تكاياي ساخته شده در اذهان باقي مانده می باشد. اما در اين كه تكيه حاج ميرزا آقاسي تكيه باشكوه تري بوده می باشد يا تكيه ناصرالدين شاه معروف به تكيه دولت و آيا تكيه دولت دوران ناصرالدين شياهي متأثر از تماشاخانه آلبرت هال لندن بوده باشد، ترديدهايي هست.

يكي از تكاياي مهم و بسيار معروف تهران در زمان محمدشاه و اوايل عهد ناصري، تكيه حاج ميرزا آقاسي معروف به تكيه صدراعظم يا تكيه دولت قديم بوده كه در شمال غربي ميدان ارگ در كنار يا محل كاخ دادگستري كنوني قرار داشته می باشد. پيش از ساخته شدن تكيه دولت جديد، تعزيه خواني هاي دولتي بيشتر در اين تكيه برگزار مي گردید و به همين دليل آن را تكيه دولت يا تكيه دولتي مي ناميدند. اين تكيه به تكيه عباس آباد يا معركه عباس آباد نيز معروف بوده می باشد. اين تكيه پنجاه و دو ذرع طول و سي و دو ذرع عرض داشته و در دو طبقه به شكل مربع مستطيل متوازي الاضلاع بنا شده بوده می باشد. در وسط اين تكيه سكويي به ارتفاع يك ذرع قرار داشته و شمار طاق نماها و حجره ها و تالارهاي آن شصت و چهارتا بوده می باشد. «در ايامي كه ايام تعزيه داري جناب سيدالشهدا عليه السلام می باشد. در تكيه دولت (تكيه حاج ميرزا آقاسي) اوضاع تعزيه داري به گونه شايسته برپا شده، جميع طاق هاي تحتاني و فوقاني آن از شال ترمه و بلورآلات و مردنگي و غيره ترتيب داده اند، پر مي گردد… اعلي حضرت پادشاهي به تكيه تشريف مي آورند…» در سال 1268 ق. يعني اخرين سال صدارت مرحوم امير (امير كبير) چادر تكيه دولت (تكيه حاج ميرزا آقاسي) بر اثر وزش تندباد و توفان پاره گردید و تعزيه خواني به هم خورد. برخي از تماشاگران اين حادثه را به فال بد گرفتند و آن را نشانه اي از زوال قدرت امير پنداشتند.

بسا فال از سر بازيچه برخاست                           چو اختر مي گذشت آن فال گردید راست

(شهيدي، 1380،1381،ص29-30)

خبر ديگر اين می باشد كه: به سال 1248 شمسي و پس از سفر ناصرالدين شاه به فرنگ و ديدن تماشاخانه آلبرت هال و سيرك بزرگ لندن وي به صرافت افتاد كه به رغم وجود دو تكيه نياوران و تكيه شاهي تكيه اي مجلل بسازد. اما تمامي اطلاعاتي كه از اين تكيه به دست آمده می باشد بيشتر مؤيد آن می باشد كه تكيه دولت قديم الگوي اين تكيه بوده و تفاوت ميان آن دو فقط در اندازه ها و تعداد طبقات می باشد و بس: تكيه دولت در نزديكي كاخ گلستان و با اين ابعاد ساخته گردید:

قطر سكو18 متر، بلندي سكو90 سانتي متر، عرض گذرگاه محيط بر سمكو6 متر، عرض هر طاق نما5/7 متر، وسيع ترين مدخل ورودي 25/8 متر.

طاق نماها در سه طبقه و گرداگرد براي نشستن تماشاگران پيش بيني شده و تنها تفاوت آشكار ميان اين تكيه و ساير تكايا محسوب مي گردید.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

شكل4: در تكيه همايوني، مراسمي كه با حضور ناصرالدين شاه برپا شده می باشد.

بام تعزيه خانه يا تكيه دولت جديد عبارت از قطعه اي پارچه (چادر) بود كه در هنگام سرما نصب مي گردید. ظرفيت اين تماشاخانه 20 هزار نفر بود متأسفانه بخش اعظم آنها امكان ديدن صحنه را نداشتند.

اين معماري نوين شرايط جديد را پيش روي تعزيه گردانان مي گذاشت و كوشش آنان به عنوان تعزيه خوانان درمورد اين بود كه نمايش با جلال و شكوه برگزار گردد: [تعزيه خوانان از لباس هاي گران قيمت و وسايل مجلل و ابزار كار بسيار فاخر بهره گیری مي كردند. شال هاي ترمه، خنجر، سپر و شمشير مرصح طلا و خود مرواريد نشان از موزه سلطنتي به وام گرفته مي‌گردید و مورد بهره گیری تعزيه خوانان قراي مر گرفت و به علاوه خود تعزيه خوانان نيز مي‌كوشيدند تا از اسباب و لوازم جالب بهره گیری كنند. چنان كه كالسكه اي را كه ناپلئون براي فتحعلي شاه به ارمغان فرستاده بود و هشت اسب آن را مي كشيد به تكيه مي آوردند و يزيد و شمر از آن بهره گیری مي كردند]… (همايوني، 1351، ص21).

تعزيه نامه ها و تحولات محتوايي آنها

يك ناظر خارجي كه در سال 1883 ميلادي (=1262 خورشيدي) تعزيه خواني تكيه دولت را نظاره كرده بود، پس از تشريح و تحسين ارزش هاي نمايش مذهبي ايران چنين داوري كرده می باشد: تعزيه هنوز فاقد يك تماميت می باشد و به يك تناسب هنرمندانه و تكامل اجراء نيازمند می باشد… اين ناظر غربي در جايي ديگر از سفرنامه اش، از زبان يكي از رجال ايراني گفته می باشد: تعزيه محصول يك تكامل تدريجي و طولاني می باشد تا نتيجه الهام يك نبوغ خلاق فرد معين (بنجامين، 1363، ص434). تعزيه نويسان [= نمايشنامه نويسان] هنگام تعزيه نخست موضوع هاي مربوط به وقايع كربلا را دستمايه نوشتن قرار دادند و آن چنان نظم تقويمي به نمايشنامه هايشان دادند كه بتوان از آغاز تا سيزدهم ماه محرم سير تاريخي وقايع كربلا را به تصوير بكشند:

اما تعزيه به چنان توانايي رسيده بود كه نمي توانست به اجراهاي محدود و چند روزه سال اكتفا كند و مخاطبان علاقمند خواستار توسعه كمي و كيفي تعزيه نامه ها بودند و چنين گردید كه «گوشه ها» خلق شدند، داستان هايي كه ارتباطي با وقايع كربلا نداشتند. به عنوان مثال خيبر و عروسي دختر قريش حاصل اين آفرينش جديد بودند كه در روزهاي آخر محرم و اوايل صفر به اجرا درمي آمدند. خطر بزرگ افزودن مضامين خنده آور به تعزيه بود كه اگر با موانع فراوان روبرو نمي گردید از بطن تعزيه نمايش هاي مذهبي اما خنده آور زاده مي شدند.

شكل5: در تعزيه هايي نظير شست بستن ديو و بازار شام ماسك نيز مود بهره گیری قرار مي‌گرفت. در اين تصويري، بازيگري با ماسك ديو ديده مي گردد.

بديهي می باشد كه پيوند مقلدان و تعزيه خوانان براي افراد مذهبي كه حتي روي خوش به تعزيه خواني نشان نمي دادند بسيار ناگوار بود و در حالي كه نمايشنامه نويسان تعزيه در جستجوي مضامين و محتواهاي جديدي بودند تا گونه نادري به نام تعزيه مضحك يا نمايش (تراژدي- كميك) را رشد دهند و چند عنوان نظير: عروسي رفتن حضرت فاطمه (س) و شهادت يحيي بن زكريا و… پديد آوردند. امتزاج تعزيه خوانان و مقلدان مثلاً جذب المسلا بزاز به درون تعزيه و بهرگيري از قدرت اين مقلد ارزشمند اگر ادامه مي يافت بي ترديد تعزيه مضحك به آثار زيبايي دست مي يافت، اما در اثر تعصب و زياده روي (تعزيه كميك) ناكام ماند.

دعواي مقلدان و تعزيه خوانان

در بخشي از بقال بازي [بقال بازي در حضور] مقلدان كه رقيبان حرفه اي تعزيه خوان ها محسوب مي شدند، ميرزا تقي تعزيه گردان را به سخره مي گيرند و نكته تلخي را آشكار مي‌كنند و آن اين می باشد كه دم و دستگاه اسد دربار قاجاريه كه دلش با مقدان و مسخرگان و لودگان و بخشي از شادماني خود را مديون آنان بود براي حفظ جايگاه اجتماعي و تظاهر به دينداري به تعزيه خوان ها بهاي بيشتري مي دادند و كريم شيره اي به اين ترتيب زهرش را مي ريزد.

زنان و تعزيه

تعزيه بدون حضور زنان تماشاگر بي معناست. مويه ها و شيون هاي متناسب زنان، امواج عاطفي آنان در لحظات مختلف اجرا و همراهي و همدلي ايشان با انبيا و زاري كردن بر روزگار تلخ قديسان و مقدسان بخش انكار ناپذير هر اجراست و به رغم آنكه غیر از در پاره اي از موارد زنان مستقيماً بر صحنه هاي تعزيه خواني حضور ندارند، اما توده تماشاگران زن را بايستي به مثابه همسراياني تلقي كرد كه در خارج از صحنه، رنگ و ريتم، ميزان سوگواري را مشخص مي كنند. اما اين ميزان حضور در برگزاري تعزيه زنان را ارضا نمي كرد و به همين دليل در دوران بسط و توسعه كمي و كيفي تعزيه گروه هايي از زنان تعزيه خان به وجود آمدند. براي مثال در منزل قمرالسلطنه دختر فتحعلي شاه قاجار (جلوس 1212ق – 1250ق/ 1797م تا 1834 م) تعزيه خواناني زیرا ملا نبات (مخالف خوان)، ملافاطمه و ملامريم (موافق خوانان) به اجراي تعزيه زنان مي پرداختند.

جالب تر اينكه حاجيه خانم يكي از دختران فتحعلي شاه يكي از خوانندگان محسوب مي‌گردید. جمع زنان تعزيه خواني براي آنكه حالت واقع گرايانه تري به اجراهاي خود بدهد و همچون جمع مردانه تعزيه وادار به ايفاي تأثیر جنس مخالف نشده يا كمتر به اين دام بيافتد، موضوع‌هايي را براي اجرا انتخاب مي كردند كه بيشتر تأثیر آنها زنان باشد. تعزيه شهربانو يا عروسي قريش از موضوعاتي می باشد كه چنين ويژگي هايي را داشتند. زنان تعزيه خوان به موقع از ابزار رزم و جامه اسب نيز بهره گیری برده و به جي مردان نيز بازي مي كردند با اين تفاوت كه برخلاف تعزيه خوانان مرد كه چهره خود را به هنگام بازي زنان مي پوشاندند و با چهره بزك كرده (براي نشان دادن صورت مردانه) و با چهره بدون پوشيه (پرده توري كه جلوي صورت قرار مي گرفت) به اجراي تأثیر ها مي پرداختند. تعزيه زنان كه به موقع خود طرفداران و فعالاني داشت از نيمه دوم دوران سلطنت احمد شاه قاجار (1327هـ.ق/ 1339 هـ.ق =1909م/1920م) رنگ باخت و به تدريج محو گردید.

جايگاه اقتصادي و اجتماعي تعزيه خوانان

f1

دیدگاهتان را بنویسید