جدید: دانلود پروژه رشته هنر درباره تئاتر – قسمت چهارم

اما هر دو گروه، بي آنكه به ظرفيت هاي نمايشي ملي توجه كنند، طالب آن بودند كه «تئاتر» را همچون فرآورده هاي نو، وارد كشور كنند. آن چیز که كه هوش آنها را ربوده بود شامل نكات ذيل مي گردید:

  • تماشاخانه هاي غرب داراي معماري و تزئينات و تجهيزات اغوا كننده بود؛

2- نمايش هاي غربي باشكوه و مجلل بودند؛

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

  • بازيگران از اعتبار ويژه برخوردار بودند؛
  • تماشاگران با آداب خاص در تماشاخانه ها حضور مي يافتند؛
  • اجراها با نظم و ترتيب خاص به روي صحنه آورده مي گردید؛

6- تأثير نمايش ها را بر تماشاگران ديده بودند.

چند اتفاق مؤثر

پس از ترور گريبايدوف وزير مختار روس به سال 1244 ق هيئتي ايراني به سرپرستي خسرو ميرزا، شاهزاده قاجار براي ابراز مراتب عذرخواهي دولت ايران به روسيه اعزام شدند. اين هيئت در جريان اين سفر فرصت يافت كه از تماشاخانه هاي پترزبورگ ديدن كرده، شگفت زده از معماري تماشاخانه ها و نمايش ها به وطن بازگشته تلاشي را ‎آغاز كند كه در ايران تماشاخانه هايي به طرز غربي به وجود آورد. نتيجه اين کوشش و پيامد تأسيس مدرسه پلي تكنيك (دارالفنون) به سال 1268 ق. و افتتاح تالار دارالفنون با اجراي آثاري از ژان باتيست مولير نمايشنامه نويس معروف فرانسوي بود.

در سال 1220ق و در دوره فتحعلي شاه قاجار پنج نفر از محصلان ايراني به انگليس اعزام شدند. ميرزا صالح شيرازي يكي از اين پنج نفر بود كه پس از بازگشت به وطن نخستين روزنامه فارسي زبان را در ايران چاپ و منتشر كرد. همچنين شرايطي به وجود آورد كه كتاب هاي چاپي نيز در دسترس مردم قرار گرفته و نهضت ترجمه آغاز گردد. نوشته هاي تئاتري از اين طريق در دسترس مردم قرار گرفت. اما به دليل نامساعد بودن شرايط ميزان تئاتر مكتوب بر ميزان اجراي تئاتر پيشي گرفت و پيش از آنكه اين نهضت موجب رشد فعاليت هاي تئاتري گردد اسباب تحولات نسبي ذهن مردم به خصوص تحصيل كردگان را فراهم آورد.

 

نمايش عروسكي يا خيمه شب بازي :

طبق آخرين نظريه ها در اصل از ايران شروع شده اما در زمان تركهاي عثماني به تركيه رفته و در آنجا قوت گرفته و تحت عنوان نمايش قروه گوز (چشم سياه) معروف گشته می باشد.

خيمه شب بازي يا شب بازي، شب ها و در خيمه اي كه دو طرفش دو چراغ روشن بود، نمايش داده مي گردید. صحنه صندوقي بود به درازاي سه مربع و بلندي نيم ذرع. يك طرف صندوق به طرف تماشاچيان باز بود و سه طرف ديگرش اتاقي را نشان مي داد. صندوق در خيمه بود و نمايشگردان پشت صندوق مخفي مي گردید و عروسك ها را با نخ يا بال هاي نازك تكان مي داد. در نمايش هاي خيمه اي كه خاص طبقات بالا اجرا مي گردید،‌نمايش ها مجلل و مفصل و خيمه فاخر و رنگارنگ بوده می باشد.

خيمه شب بازي در ايران

عطاملك جويني (وفات 680 هجري قمري) در قرن هفتم در كتاب خود تاريخ جهانگشا كه تاريخ مغولان می باشد، گزارشي از خيمه شب بازي در روزگار اوكتاي قاآن مي دهد :

روزي خيمه شب بازان از ختا (شهري ميان تركستان و چين قديم) آمده بودند و عروسك هاي ختايي عجيب و غريبي با خود آورده بودند كه ما هیچگاه نديده بوديم و به خيمه شب بازي پرداختند و در اين هنگام عروسكي را كه شكل پيرمردي با ريش سفيد بود، از صندوق بيرون آورده و به صورت اسير به نمايش درآوردند. اوكتاي قاآن پرسيد اين صورت كيست،‌گفتند صورت مسلماني می باشد ياغي كه به دست لشكريان اسير آمده می باشد. اوكتاي قاآن بي درنگ فرمود كه بازي را متوقف بدارند.»

خيمه شب بازي و پيشينه‌ي آن

خيمه شب بازي كه در سالهاي اخير با نام نمايش عروسكي شناخته شده و بيشتر براي كودكان بكار مي رود، در زمان قديم اعتبار ويژه اي داشت و در اصل نمايش كمدي و انتقادآميز بود كه در خانه هاي اعيان و اشراف و آن هم در برنامه هاي مخصوصي از قبيل عروسي ها ، مولودي ها و جشن هايي از اين دست برگزار گردید. البته در آن وقت بازي هاي ديگري هم به نامهاي پرده بازي (= خيال بازي) و فانوس خيال معمول بود كه آنها در اساس با خيمه شب بازي متفاوت بودند،‌هر چند كه در بعضي از نوشتارها و فرهنگ ها همه‌ي آنها يكي دانسته شده و حتي در حكايتي هم كه از ابوسعيد ابوالخير (357-440) آمده و مثل اینکهً قديمي ترين شاهد اين مدعاست، لعبت بازان همان خيال بازان معرفي شده اند و چنين می باشد آن حكايت :

«گويند يك روز، شيخ ابوسعيد، مي گذشت و جماعتي لعبت بازان، خيال بازي مي كردند و دف مي زدند. شيخ خادم را بگفت: بگوي تا امشب به خانقاه آيند. به شب به خانقاه آمدند و پرده دربستند و سماع آغاز كردند…

يك يك «خيل» را بدرون مي آوردند. خبازان و قصابان وآهنگران و دانشمندان ومقريان و صوفيان … و هرقومي را جداگانه بيتي نهاده بودند، درمي‌خواستند وبا قوالان مي‌گفتند… »(1)

در مورد «فانوس خيال» بايد گفت كه اين بازي اصلاً بازي جداگانه اي با ابزار متفاوت می باشد چنانكه دهخدا هم در لغت نامه‌ي معتبر خود آن را بدينگونه معرفي مي كند:

«فانوس خيال» فانوسي باشد كه در آن صورت ها كشند و آن صورت ها به هواي آتش به گردن درآيد. شاهد شعري دهخدا از خيام می باشد كه مي گويد :

اين چرخ و فلك كه ما در او حيرانيم

فانوس خيال از او مثالي دانيم

خورشيد چراغ دان زان و عالم فانوس

ما زیرا صوريم كاندر آن حيرانيم…

اما علت اينكه پرده بازي و خيمه شب بازي را يكي دانسته و از هر دو به «لعبت بازي» نام برده اند، شايد اين باشد كه ابزار اصلي هر دو بازي عروسك (= لعبت) می باشد ولي بايد دانست كه درا ين دو بازي حضور عروسك ها به روي صحنه با هم فرق دارد، چرا كه پرده بازي بعدها اساس سينما شده و خيمه شب بازي اساس تئاتر، چنانكه در «بازي خيال = پرده بازي » (1) ، تماشاگر، خود را عروسك نمي بيند بلكه سايه آنهاست كه در برابر يك منبع نور قرار مي گيرد و روي پرده مي افتد. اما در خيمه شب بازي، عروسك ها بي واسطه‌ي پرده،‌به روي صحنه مي آيند و حركت داده مي شوند و ديده مي شوند.

همچنين جايگاه بازي هم در هر دو با هم فرق دارد. چنانكه به نقل مستقيم از مقاله‌ي دكت شفيعي كدكني (3)؛ «پرده بازي – خيال بازي» در جايگاه معيني انجام گرفته، كه آن را «خيال خانه» مي ناميده اند. پرده اي از يك طرف اين خانه مي آويخته اند و در فاصله‌ي آنجا كه بينندگان نشسته اند و آنجا كه صورتكهاي بازي حركت مي كنند، آتش را مي افروخته اند و روشنايي آتش كه بر اين صورتك ها مي افتاده،‌آنها را به حركت در مي آورده اند و شخصي از بازيگران كه آواز خوشي داشته می باشد، آواز مي خوانده .»

از پرده بازي شواهد شعري بسيار در شعر فارسي باقي مانده مانند :

در پرده‌ي دل آمد دامن كشان خيالش

جان گردید خيال بازي در پرده‌ي وصالش (خاقاني)

دو كون خيال خانه اي بيش نبود

و انديشه‌ي ما بهانه اي بيش نبود (عطار)

اما از آنجا كه اين نوشتار پيرامون خيمه شب بازي می باشد سعي بر آن می باشد كه بيشتر در زمينه‌ي خيمه شب بازي و پيشينه و فلسفه‌ي آن درنگ گردد.

به گونه كلي هنر عروسك گرداني از ساليان سال پيش معمول بوده، اما كسي نمي داند كه عروسك ها از چه زماني و از كجا و چگونه به وجود آمده اند. بعضي ها شمنيسم (بت پرستي) را يكي از عوامل پيدايش نمايش عروسكي مي دانند. آنان بر اين باورند كه در جوامع اوليه رهبران مذهبي براي پيشبرد مقاصد مذهبي خود، ماسك و اشكال متحركي را به نماد خدايان، به كار مي بردند. بعدها به تدريج ماسك ها متحرك گردید و عروسك ها به وجود آمد و عروسك ها در طي زمان، نمايش عروسكي را پايه ريختند. آنان نخستين مرجع نمايش عروسكي را تاريخ گزنفون (4) مي دانند كه از خانه‌ي مردي آتني به نام «كالياس» ديدن كرده و ميزان براي سرگرمي ميهمانان در خانه اش توسط يك گروه نمايش سيار از «سيرلكوس» تئاتر عروسكي برگزارنمود. گزنفون در اين مورد همچنين گزارش مي دهد كه در آن ميان يك نفر كه سقراط باشد، به تئاتر عروسكي علاقه اي نشان نمي داد.(5)

در ايران بنا به اشعاري كه در هفت پيكر نظامي گنجوي ظاهر داستان پرداز قرن ششم در دست می باشد نخستين رد پاي خيمه شب بازي به دوران بهرام گور (جلوس 421 ميلادي) منسوب مي گردد. چنانكه نظامي مي سرايد در اين زمان شش هزار نوازنده و رقصنده از كوليان هند به ايران آمدند كه خيمه شب بازان نيز در ميان آنان بودند :

شش هزار اوستاد داستان ساز

مطرب و پايكوب و لعبت باز

گرد كرد از سواد هر شهري

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

داد هر بقعه را از آن بهري

اما خيام (قرن پنجم) نخستين شاعري می باشد كه از اصطلاحات خيمه شب بازي در شعر خود بهره‌ي فلسفي مي گيرد :

ما لعبتكانيم و فلك لعبت باز

از روي حقيقتي نه از روي مجاز

يك چند در اين بساط بازي كرديم

رفتيم به صندوق عدم يك يك باز (8)

در قرن هفتم هم عطا ملك جويني (وفات 680) در كتاب خود «تاريخ جهانگشا» كه تاريخ مغولان می باشد،‌گزارشي از خيمه شب بازي در روزگار اوكتاي قاآن به توضیح زير بدست مي دهد:

روزي خيمه شب بازان از ختا (ختا شهري ميان تركستان و چين قديم) آمده بودند و عروسك هاي ختايي عجيب و غريبي با خود آورده بودند كه ما هیچگاه نديده بوديم و به خيمه شب بازي پرداختند و در اين هنگام عروسكي را كه شكل پيرمردي با ريش سفيد بود، از صندوق بيرون آورده و به صورت اسير به نمايش در آوردند. اوكتاي قاآن پرسيد اين صورت كيست؟ گفتند صورت مسلماني می باشد ياغي كه به دست لشكريان اسير آمده می باشد. اوكتاي قاآن بي درنگ فرمود كه بازي را متوقف بدارند. (9)

در زمان صفويه «ژان شاردن» در سفرنامه‌ي خود به اجراي نمايش عروسكي «سلطان سليم» پادشاه عثماني، در ميدان تأثیر جهان اصفهان تصریح مي كند كه در حدود هشتاد عروسك بازيگر داشته و بازي ساعت ها به درازا كشيده ،‌او همچنين اضافه مي كند كه خيمه شب بازان ايراني به هيچ وجه گدايي نمي كنند، بلكه در حضور جمع به نمايش مي پردازند و هر كس كه بخواهد به ميل دل خود به آنها پلوي مي دهد. (10)

در دوره‌ي قاجار هم ميرزا حسينعلي نوري ملقب به بهاء الله كه از وزير زادگان ايران بوده و به دليل ادعاهاي مذهبي اش به حبس و تبعيد گرفتار آمد (ميرزا حسينعلي نوري، متولد سال 1817 ميلادي، فرزند ميرزا عباس نوري وزير معارف) ، در زمينه نمايش «سلطان سليم» گزارش كاملي در «لوح رئيس» دارد كه خطاب به سلطان عبدالعزيز عثماني نوشته شده وي در اين گزارش مي نويسد :

«وقتي هنوز كودك بودم، برادر بزرگم همسري انتخاب كرد و چنانكه رسم آن وقت می باشد چند شبانه روز در خانه‌ي ما جشن و سرور برپا بود. آخرين روز جشن كه مهمترين روز نيز بود، پدرم يادآور گردید كه امروز خيمه شب بازي اجرا خواهد گردید. در آن روز بزرگان و اعيان و اشراف بسيار آمدند و من نيز به يكي از غرفه ها رفته و به تماشا مشغول شدم.

خيمه شب بازان آغاز در وسط صحن حياط خيمه اي بر پا كردند و بعد از مدتي نمايش شاه سليم را به اجرا درآوردند. عروسك هاي بسياري در اين بازي شركت داشتند از قبيل وزيران، اميران،‌شاهزادگان، خادمان و حتي ميرغضب ها و خطاكاران نيز بودند. اين نمايش قريب به يك ساعت و نيم بطول كشيد و بسيار شيرين بود و مرا در حيرت فرو برد. بعد از آن پايان بازي اعلام آمد و خيمه را برچيدند. بعد از بيست دقيقه شخصي از كنار من گذشت با صندوقي در زير بغل. از او پرسيدم اين جعبه چيست؟ او پاسخ داد تمام آن عروسك ها؛ شاه و وزير و دزد و جلاد و مردمان و آنهمه جلال وجبروت و قدرت و اقتدار كه ديديد، اكنون در اين صندوق می باشد.» (11)

در ايران براي اجراي يك نمايش خيمه شب بازي ابزاري كه به كار مي رفته عبارت بوده اند از :

1- خيمه : براي اجراي نمايش، اول خيمه اي در محل بر پا مي كردند و نمايش در داخل آن برگزار مي گردید. اين خيمه تقريباً حالت رازگونه اي به نمايش مي داد تا بر هيجان تماشاگران بيافزايد. صادق هدايت در يادداشت هاي دست نويس خود كه تاريخ اكتبر سال 1927 يعني هفتاد و نه سال پيش را دارد از خيمه‌ي اين نمايش تصويري به دست مي دهد كه به اختصار نقل مي گردد :

«خيمه چادر چهارگوشي می باشد با ارتفاع 170 سانتيمتر و عرض 190 سانتيمتر كه به وسيله‌ي طناب و ميخ هاي آهني كه در انتهاي طناب می باشد، به زمين ثابت مي گردد. بخش جلويي خيمه كه پیش روی نظر بينندگان قرار مي گرفته در حدود 55 سانتيمتر از كف زمين بالاتر می باشد و با پارچه اي سياه رنگ پوشيده و مليله هاي ابريشمي كوچك به آن دوخته شده.» (12)

بهرام بيضايي در پژوهش ارزشمند خود مي گويد : «خيمه شب بازي يا شب بازي شكل ديگري بود كه شب ها و عروسك و مچ به جاي تنه اش و حركات همين چهار مفصل بود كه حالات عروسك را مجسم مي كرد.» (نمايش در ايران)

بيشتر عروسك هاي خيمه شب بازي داراي شخصيت بودند، مثل «مبارك» كه سالهاي سال تأثیر اصلي خيمه شب بازي را داشت. «مبارك» در واقع برده اي سياه پوست و از زنگبار به جنوب ايران آورده شده بود و داراي شخصيتي شوخ طبع و جسور بوده كه مسائل سياسي و اجتماعي را با گفتاري طنزآميز

از ديگر عروسك هاي صاحب شخصيت در خيمه شب بازي ميتوان «بهلول كچل» يا پهلوان كچلك يا حسن كچل را نام برد. پهلوان كچل قهرمان خيمه شب بازي هاي عاميانه بود و شخصيت بسيار مسخره اي داشت كه مثل اینکهً خودش را به حماقت مي زد اما در باطن بسيار زند و آب زير كاه بود. مردم عوام شخصيت حسن كچل را بسيار دوست مي داشتند و اصلاً نمايش او يكي از نمايش هاي متداول و دلخواه بود. الكساندر خوجكو A.Chodzko 1804 ايران شناس روسي كه چندي قنسول روسيه در ايران بوده، در كتابش به نام «تئاتر در ايران» چاپ 1845 مي نويسد:

«پهلوان كچل قهرمان عاميانه می باشد. پوشش خاصي ندارد و طاسي سر نمودار مشخص اوست و نيز دورويي بي حسابش. پهلوان كچل عابد و اديب و حتا مثل همه‌ي ايراني ها شاعر می باشد. كار مهمش اين می باشد كه ملاها را گل بزند و به سر زنان و جوانان زيبا روي كلاه بگذارد.ظ خوجكو آنگاه يكي از خيمه شب بازي مربوط به اين چهره را ذكر مي كند.

«در اين خيمه شب بازي پهلوان كچل نزد يك شخصيت مي رود. لباسش، لباس مؤمن مسلماني می باشد كه اگر طاسي سرش نباشد، نمي توان او را شناخت. آه مي كشد، ذكر مي گويد، و با مهارت عجيبي اداي عربي دان ها را در مي آورد. با آن شخص تسبيح مي اندازد، حديث مي آورد و به خصوص روي خيرات و مبرات و زكات تكيه مي كند. طرف بسيار خوشش آمده . پهلوان كچل از مائده هاي بهشتي و حوريان صحبت مي كند، حريف به كلي حالي به حالي شده و بوي مائده هاي بهشت را زير دماغش حس مي كند و در حال شيفتگي دوتايي ذكر و دعا را رها كرده و به وجد و سرور و رقص مي پردازند و تار و شيشه هاي خلر شيراز را كه روي رف می باشد، به ميان مي آورند. براي كساني كه با رسوم شرقي آشنايند، دريافت جنبه‌ي مضحك اين دورويي بسيار آسان می باشد. پهلوان كچل نمودار مردم ايران می باشد. ملتي متمدن تر از همسايگان خود، ملتي كه با وجود ايمن برتري از سيزده قرن پيش تا كنون هميشه مورد تسلط نژادهاي بيگانه واقع شده و هميشه برده بوده، اما حس برتري خود را حفظ كرده، در نتيجه‌ي مقاومت داخلي كه در برابر اربابانش داشته، كم كم گرفتار خصلت دورويي و رياكاري شده می باشد. (برگرفته از كتاب كوچه، حرف ب، دفتر دوم، ص 849 ، احمد شاملو كه به مجله‌ي آرش ، شماره‌ي 3 ، مقاله‌ي بهرام بيضايي، ص 32-31 نقل با تصرفات ارجاع شده می باشد).

از عروسك هاي ديگر مي توان از «پهلوان پنبه» نام برد. «پهلوان پنبه» صاحب شجاعت مسخره اي بود و فقط براي ضعيف تر از خودش قدرت نمايي مي كرد.

در خيمه اي كه دو طرفش دو چراغ روشن بود، نمايش داده مي گردید. صحنه صندوقي بود به درازاي سه ربع و بلندي نيم ذرع. يك طرف صندوق به طرف تماشاييان باز بود و سه طرف ديگرش اتاقي را نشان مي داد. صندوق در خيمه بود و نمايش گردان پشت صندوق مخفي مي گردید و عروسك ها را با نخ يا بال هاي نازك تكان مي داد. در نمايش هاي خيمه اي كه خاص طبقات بالا اجرا مي گردید، نمايش ها مجلل و مفصل و خيمه فاخر و رنگارنگ بوده می باشد.»(12)

2- «نطع» : نطع عبارت از سفره اي چرمين يا سفره اي از جنس پارچه اي نرم بود كه عروسك ها را به روي آن حركت مي دادند.

3- «صندوق» : همان كه خيام از آن به «صندوق عدم» ياد مي كند و آن عبارت از جعبه اي بود كه عروسك ها را در داخل آن مي گذاشتند، زيرا نمايشگران عروسكي پايگاه و جايگاه ويژه اي نداشتند و زیرا دوره گردان ناگزير بودند وسائل بازي را در صندوقي گذاشته و با خود حمل كنند.

4- «عروسك ها يا لعبت ها» : عروسك ها قهرمانان اصلي نمايش بودند. صادق هدايت در مورد عروسك ها در پژوهش خود چنين مي نويسد:

«ساخت عروسك ها اكثر از چيني و قسمتي از آن از چوب و پارچه ساخته مي شوند. البسه‌ي عروسك ها را خود اداره كننده در خانه مي دوزد. ساخت هيكل و البسه هاي عروسك منوط به تأثيرات آن وقت می باشد، بطوريكه خود نگارنده در اين تابستان نظاره نمودم قزاق ها كلاه مدل اخيري را كه سربازي می باشد و در ايران مرسوم شده بر سر داشتند. اكتبر 1927»

اما به گفته‌ي بهرام بيضايي شكل و اندازه و لباس و جنس اين عروسك ها بدينگونه بوده می باشد:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

«بلندي قامت عروسك ها يك وجب يا اندكي بيشتر می باشد، بطور متوسط (حداكثر ثلث ذرع). لباس زن ها روسري و شليته و گاهي چاقخور به رنگهاي مختلف؛ و لباس مردها گاه كلاه نمدي، پيراهن آبي يا قرمز، شلوار گشاد سياه يا آبي و نيز لباسهاي پهلواني می باشد. عروسك ها از جنبه‌ي ظاهري شكل واقعي دارند و شخصيت آنها هم گر چه كمي سطحي، ولي واقعي می باشد. معمولاً از چوب و كهنه و در موارد معدودي با سرگچي ساخته مي شدند و مفاصل حركتي آنها هم وسعت كافي نداشته می باشد. از نظر فني هم – يعني نوع حركت دادن عروسك ها – بايد افزود كه هم عروسك نخي در كار بوده و هم عروسك دستي. در عروسك هاي نخي به هر عروسك حداقل شش نخ آويخته بود: يكي به سر، دو تا به دست ها،‌دو تا به پاها، يكي به كمر . بدين ترتيب عروسك راه مي رفت، دست ها را تكان مي داد و با رها شدن نخ كمر تعظيم مي كرد. استاد نخ ها را در دوره هاي پيش به انگشتان خود مي‌بست و كمي بعد به چوبي كه آن را در دست مي گرفت و از بالاي تجير (كه هم زمينه‌ي صحنه‌ي بازي بوده می باشد و هم صحنه را از پشت صحنه جدا مي كرده) تكان مي داد. اما در عروسك هاي دستي نوعي می باشد كه در آن، عروسك را زیرا دستكش به دست مي كردند و در اين حال انگشت هاي شست و وسطي به جاي دو دست عروسك قرار ميگرفت و انگشت ابهام به جاي سر

«پتروشكا» هم عروسك ديگري بود كه زماني كه سربازان روس بر بخش هايي از شمال ايران مسلط شدند، توسط خيمه شب بازان ساخته گردید و به صحنه آمد. «پتروشكا» همچنان كه از نامش پيداست، شخصيتي روسي داشت و اصلاً يك فيگور سنتي در خيمه شب بازي روسيه بود كه حتا «استراوينسكي» هم يك قطعه موسيقي باله براي او ساخته بود. عروسك پتروشكا در خيمه شب بازي هاي ايراني چندان دوام نياورد و با رفتن روس ها از ايران، او هم از صحنه‌ي خيمه شب بازي ايرانيان كنار رفت زیرا تماشاگران نمايش پتروشكا فقط روسها بودند.

از عروسك هاي صاحب شخصيت ديگر، عروسك شاه سليم بود كه آن را از روي شاه سليم، پادشاه عثماني ساخته بودند. نمايش شاه سليم در دوره‌ي صفويه به علت روابط ايران و عثماني علاقه مندان بسيار داشت. در اين نمايشنامه گاه شخصيت شاه سليم را به مسخره و گاه براي بزرگداشت وي به روي صحنه مي آوردند.

در اواخر دوره ي قاجاريه و به ويژه در زمان احمدشاه كه بيشتر مردم ديدگاه انتقادي پيدا كرده بودند، خيمه شب بازان عروسك هايي شبيه احمد شاه و اطرافيانش ساخته بودند. در اين نمايش مرشد و عروسك گردان هم كه سر نخ عروسك ها را به دست داشت، با لباس و با كلاه انگليسي وارد صحنه مي شدند و به اين صورت مي خواستند به مردم نشان بدهند كه سر نخ اينها به دست انگليس هاست.

از عروسك هاي ديگر خيمه شب بازي كه كم و بيش داراي شخصيتي مستقل بودند، مي توان به عروسك هاي زير تصریح داشت:

f1

دیدگاهتان را بنویسید