دانلود فرمت word : دانلود تحقیق در مورد پروژه آموزش زبان خارجي و عوامل افت تحصيلي-قسمت چهارم

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

بررسي علل افت تحصيلي دانشجويان

چهره هاي علاقه مندي را كه از مطالب ارائه شده استقبال نموده و مرا به استمرار و بيان مطالب جانبي و كاربردهاي آن ترغيب نمايند، كمتر مي بينم و گاه چنين چهره هايي را اصلاً نمي يابم؛ برخي خواب آلود، خسته و فرسوده از كار روزانه، برخي چنان در وادي تفكر غوطه ور كه نه انگار كلاسي يا درسي در جريان می باشد؛ تعدادي خيره در چشمانم بي آنكه توجهي به موضوع داشته باشند و عده قليلي نيز به صورت پراكنده در اطراف مطالب ارائه شده پرسه مي زنند و هنوز زمان قانوني كلاس پر نشده با نواي دلنشين (دانشجويان) «خسته نباشيد» از گوشه و كنار كلاس روبه رو مي شوم، بهتر می باشد بگويم مي شويم.

اين صحنه ها با اندك تغييراتي همه روزه در كلاس هاي مختلف تكرار مي گردد مشكل كار چيست؟ چرا دانشجويان اينقدر به كلاس و درس بي علاقه اند؟ اگر علاقه اي در كار نيست پس چرا به اين سمت و سو كشيده شده اند؟

آيا به آن چیز که كه علاقه مندند دسترسي ندارند يا نمي يابند؟ اما در لابه لاي بررسي هاي موردي به اقدام آمده گاه در مورد برخي ها با خلاف اين قضيه روبه رو مي شويم پس انگيزه اصلي چيست كه دانشجو را از آن چیز که علاقه مند و در دسترس می باشد به سوي چيزي كه بنابه اظهار خود يك قالب ظاهري تو خالي می باشد هدايت مي كند؟ آيا آن چیز که عامل اصلي و محرك قضيه می باشد از بستري منطقي و سالم برخوردار نيست با زاييده تفكراتي بي مفهوم و نشأت گرفته از وضعيت موجود و حاكم بر جامعه می باشد؟ چرا چنين می باشد؟ بررسي وضعيت پيش آمده شناسايي علل اصلي و فرعي و اقدام به اصلاح آن بر عهده چه كساني، چه ارگان يا سازماني می باشد؟ صرف نظر از مسئوليت قانوني اين وظيفه ملي همه ماست كه در حد توان خود حداقل سعي كنيم از پيشرفت آن جلوگيري نماييم و در صورت امكان به شناسايي علل ريشه اي آن بپردازيم و با انتقال يافته هاي خود مسئولان را در امر اصلاح و پيشگيري از ادامه وضعيت فوق ياري نموده و سطح آگاهي هموطنان را بالا ببريم.

مقاله «نمودارهاي آموزشي» (مجله روش، شماره 63) را تازه مطالعه كرده بودم و هنوز چند ساعتي از مطالعه ان نگذشته بود، ولي چنان فكرم را به خود مشغول نموده بود كه هر لحظه به خود              مي آمدم خويشتن را غرق در مطالب آن مي يافتم. به خود مي گفتم پس همه جا وضع به همين شكل می باشد دانشگاه هاي تهران نيز كه علي رغم امتياز مركزيت، نسبت به مراكز استان ها ويا شهرستان ها در درجه اي بالاتر قرار دارند باز با همين مشكل روبه رو هستند. دلايل ارائه شده در مقاله مذكور از آن چیز که كه در طول ساليان دراز به دست آورده ام، متفاوت می باشد گرچه در اندك مواردي تشابهاتي هست. البته وجود تفاوت هاي عيني در مراكز مختلف امري طبيعي می باشد ولي آن چیز که ذهن مرا به خود معطوف نموده مواردي می باشد كه اصلاً در مقاله فوق به ان تصریح اي نشده بود و من پيش خود فكر مي كردم كه موارد فوق مي تواند از ديگر علل افت تحصيلي در سطح دانشگاه هاي كشور باشد و درست به همين دليل بود كه تصميم گرفتم نتايج به دست آمده در بررسي هاي اجمالي خود را به اطلاع علاقه مندان برسانم.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

به دليل ترافيك مسير اندكي دير كرده بودم، وارد كلاس شدم اولين حرفي كه شنيدم بيشتر از آن چیز که انتظار داشتم مأيوسم كرد:

– ما فكر كرديم كه ديگر نمي آييد، به همين خاطر داشتيم كلاس را ترك مي كرديم.

– مگر موارد مشابهي ديده شده كه چنين مي كرديد ثانيا مي توانستيد از دفتر آموزش سئوال كنيد.

با در نظر داشتن ضمير قبلي، موضوع با دانشجويان در ميان گذاشتم درددل ها باز گردید. ضمن شنيدن مطالبي مشابه آن چیز که كه بارها شنيده بودم مواردي چند نيز به اطلاعات قبلي ام اضافه گردید. گوشه اي از اين گفت و شنود ها به توضیح زير بود:

– براي تحصيل كرده ها ارزش قائل نيستند.

– تحصيل كرده ها جايگاه مناسب در اجتماع ندارند.

– اميدي براي آينده نيست، بسياري از فارغ التحصيلان دانشگاهي بيكارند.

– …

خيلي خوب … اگر چنين می باشد پس چرا ادامه تحصيل مي دهيد؟

– چاره اي نداريم براي كار در بيرون سرمايه لازم می باشد با سرمايه هاي اندك هم نمي گردد كاري كرد.

– امروزه براي ديپلمه ها كار پيدا نمي گردد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

– اصلا ديپلمه ها بيسواد تلقي مي شوند. لااقل با ليسانس مي توان تقاضاي كار نمود.

– …

وقتي اين راه را انتخاب كرديد پس چرا درس نمي خوانيد؟  چرا همه اش دنبال نمره هستيد و                مي خواهيد به شما نمره بدهند و خودتان سعي نمي كنيد آن را كسب كنيد؟ همه اش دنبال اين هستيد كه درس كمتري گفته گردد استاد نيايد و كلاس تعطيل گردد دروس مشكل و پيچيده گفته نشود و يا از امتحان حذف گردد؟ در جلسات اوليه صحبت از نحوه امتحان نوع سئوالات و آسان بودن آن به پيش كشيده مي گردد و برخي مطالب ديگر كه شايد بازگو كردن آن علي رغم اطلاع همكاران چندان مناسب نباشد.

– دليلش خيلي واضح می باشد، اهميتي براي دانستن يا ندانستن نمي دهند.

– دانش و اطلاعات ملاك و معيار نيست، فقط مدرك كافي می باشد.

– اين گونه هم نيستع البته مدرك شرط لازم مي باشد ولي كافي نيست.

شايان ذكر می باشد كه گفت و گوهاي فوق به صورت پيوسته نبوده ، بلكه از آن چیز که به صورت پراكنده از جلسات مختلف بيان شده جمع بندي شده می باشد.

معمولا پس از خاتمه كلاس تعدادي از دانشجويان براي پرسش هاي خصوصي كه به دليلي نتوانسته اند در سر كلاس مطرح كنند اطرافم را مي گيرند. سئوالات برخي به قدري ساده می باشد كه فكر مي كنم به علت احتمال تحقير از سوي ديگران خجالت كشيده اند تا سركلاس مطرح نمايند تعدادي نيز سئوالاتي می باشد كه علي رغم توضيحات مكرر در كلاس باز برايشان مفهوم نشده می باشد ولي عكس العمل سريع آنها در تفهيم موضوع فكرشان در جاي ديگري پرسه مي زده می باشد. سئوالات بنيادي و ريشه اي كه بيانگر عمق تفكر و تعقل دانشجو در موضوع باشد كمتر مطرح           مي گردد. گاهي حس مي كنم دانشجويي علي رغم پرسش هاي مكرر و متنوع (كه برخي چنان پيچيده می باشد كه خود نمي داند چه مي پرسد) ، سئوالات درس را بهانه اي قرار داده می باشد براي پرسش هاي ديگر فضا را برايش بازتر مي كنم تا راحت تر بتواند انچه را در دل دارد مطرح نمايد. بالاخره پس از چندي اين در و آن در زدن و درخواست پوزش از اينكه وقتم را مي گيرد درددلش باز مي گردد:

– ببخشيد… اين همه توصيه براي درس خواندن مي كنيد آيا واقعاً پس از اتمام نتايج آن را خواهيم ديد؟

– نبايد نااميد و بدبين بود. اصولا فقط براي كسب درآمد نيست حداقل اطلاعاتتان را بالا مي بريد.

– افزايش اطلاعات را مي پذيريم ولي كمتر كسي را مي توان يافت كه انگيزه اصلي اش از تحصيل افزايش دانش و اطلاعات باشد. دانشجويان عميقاً به دنبال كسب موقعيت خوب اجتماعي و درآمد مناسب هستند و زیرا نمي توانند آينده اي روشن براي خود ترسيم كنند لذا يك نوع         بي ميلي ناخودآگاهانه به تحصيل در آنها به وجود مي آيد و رفته رفته با بازگو شدن بين دانشجويان طيف وسيعي به خود گرفته و شرايطي را پيش مي آورد كه خودتان بهتر از ما لمس مي كنيد.

– وضعيت كه هميشه به همين نحو باقي نمي ماند و بشر بايد هميشه اميدوار باشد. ضمنا در هر شرايطي تحصيلكرده ها يك سر و گردن از ديگران برترند.

– البته اگر مسائل اقتصادي در بين نباشد، اين حرف شما درست می باشد ولي وقتي مساله پول و كسب درآمد مطرح می باشد اين حرف ها شعاري بيش نيست شغل آزاد بهتر از تحصيل می باشد. هم مشكلات دانشجويي را ندارد و هم داراي درآمد بيشتري می باشد. بسياري از دوستان ما پس از فارغ التحصيل شدن به شغل آزاد روي آورده اند آيا بهتر نيست ما از اين نقطه آغاز كنيم؟ در اين صورت زمان هدر رفته اي نيز نخواهيم داشت…

از اين گفت و گوهاي اختصاصي بعد از كلاس بسيار اتفاق مي افتد كه همه حاكي از ياس و نااميدي از آينده می باشد. بسيارند دانشجوياني كه به من مراجعه كرده و دربارة ادامه تحصيل يا رفتن به سوي بازار آزاد مشورت مي نمايند.

در بين اينها كساني هستند كه شغل آزاد و درآمد مناسبي دارند با پوزش طلبيدن ميزان درآمد پس از فارغ التحصيلي در دوره هاي ليسانس و فوق ليسانس را پرس و جو مي كنند تا معياري داشته باشند. براي مقايسه ادامه تحصيل يا ادامه شغل آزاد.

نتايج اين همه گفت و گو، بحث ها، مشورت ها و درددل كردن ها چيست؟ آيا مي توان از لابه لاي اين مباحث به تعدادي عوامل اصلي بازدارنده يا افت تحصيلي پي برد؟ در صورتي كه عوامل مؤثر بر موضوع مورد بحث به خوبي شناسايي شده و اقدامات اصلاحي لازم براي مرتفع کردن آنها (اگرچه دردرازمدت) انجام گيرد، مشكل موجود به تدريج حل شده و سطح مورد انتظار (حالت نرمال) دست يافتني خواهد بود. به نظر مي رسد اگر چنانچه اين بررسي به صورت نظام مند انجام گيرد شناسايي عوامل نيز صحيح تر، سهل تر و منطقي تر خواهد بود.

به همين مقصود، سه مرحله مجزا را به توضیح زير براي بررسي در نظر گرفته ايم:

انگيزه هاي ورود به دانشگاه

امروزه ادامه تحصيل پس از اخذ ديپلم يك حالت عادي به شمار مي آيد. شايد اگر به دهه هاي قبل برگرديم بيشترين فارغ التحصيلي را در مقطع ديپلم مي يافتيم و فقط تعداد اندكي ادامه آن را در دانشگاه ها در پيش مي گرفتند، ولي با گذشت زمان و پيشرفت فناوري، بالارفتن سطح زندگي و آگاهي هاي عمومي، تغيير فرهنگ و غيره مقطع ديپلم ديگر مرزي براي جدايي از تحصيل و ورود به بازار كار به شمار نمي آيد، بلكه ادامه آن در دانشگاه ها امري عادي و غالباً ضروري به حساب مي آيد.

شايد بتوان يكي از دلايل به وجود آمدن دانشگاه هاي غيردولتي و بازشدن شاخه دانشگاهي در سازمان هايي نظير سازمان مديريت صنعتي و مديريت دولتي و غيره را همين موضوع نسبت داد.

شرايط زماني دانشگاه آزاد و سازمان هاي مديريت دولتي و صنعتي از نظر تشكيل كلاس هاي درسي كه اکثراً از ساعت 3 بعدازظهر به بعد شروع مي شوند، امكاناتي را فراهم آورد تا شاغلان سازمان ها، اداره ها و كارخانه ها نيز بدون در نظر داشتن موقعيت شغلي، مقطع سني و وضعيت اقتصادي و … به سوي اين مراكز گسيل شده و تحصيلات خود را هرچند نامطلوب ادامه دهند. گرايش شاغلان به سمت دانشگاه زماني شدت گرفت كه نتايج فارغ التحصيلي دوره هاي اول برروي موقعيت شغلي و دريافتي آنان منعكس گردید. بي شك اگر آماري دقيق از افت تحصيلي اين مراكز (اکثراً دانشگاه آزاد) و تركيب دانشجويي آن تهيه گردد، بيشترين درصد آن را دانشجويان شاغل تشكيل خواهند داد؛ البته اين به آن مفهوم نيست كه در رده ي دانشجويان غيرشاغل افت تحصيلي وجود ندارد. حال با اين توضيحات انگيزه هاي ورود به دانشگاه را مي توان در دو گروه شاغلان و غير شاغلان به صورت جداگانه بررسي نمود:

الف- شاغلان:

آن چیز که از گفتة صدها دانشجوي شاغل كه اکثراً در سنين ميانسالي مي باشند استنباط مي گردد اين می باشد كه انگيزه اصلي آنها ارتقاي درجه كارمندي به كارشناسي و دستيابي به موقعيت بهتر سازماني و كسب درآمد بيشتر مي باشد. واضح می باشد كه با در نظر داشتن چنين انگيزه اي و شرايط سني از يك طرف، موقعيت اجتماعي، مشغوليت كاري و در نتيجه عدم وجود فرصت كافي براي مطالعه و همچنين مشكلات اقتصادي و گرفتاري هاي خانوادگي از طرف ديگر داشتن انتظاري در سطح مطلوب يا مناسب حال، انتظاري نامعقول می باشد و براي بهبود درجة تحصيلي مي بايست شرايط تصریح شده در بالا را بهبود داد.

ب- غيرشاغلان:

مشكلات رده غيرشاغلان به غیر از مواردي اندك (شايد آن هم به صورت غيرمستقيم) از آن چیز که در مورد شاغلان بيان گردید، كاملا متفاوت مي باشد. گرچه اكثر دانشجويان غيرشاغل در سنيني مناسب براي ادامه تحصيل هستند ولي آنها نيز مشكلات شرايط سني خود را دارند اگر اظهارنظرهاي پراكنده صدها دانشجوي غيرشاغل را در اين زمينه جمع بندي كنيم، مي توانيم چنين نتيجه بگيريم:

f2h

دیدگاهتان را بنویسید