منبع پایان نامه : دانلود تحقیق در مورد پروژه آموزش، تنبیه، تشویق -قسمت پنجم

عقده گشائىها

اين خطاست که شخصى با تنبيه کودکى ناتوان عقده‌هاى خود را بيرون بريزد و محروميت‌هاى ناشى از درگيرى و نابسامانى روانى و يا زندگى شخصى خود را از اين طريق فرو نشاند. برخى از افراد در زندگى روزمره نابسامانى و مشکلاتى دارند، از کار خود ناراضى هستند، توان اينکه با همه معضلات مقابله کنند در آن‌ها نيست، فرصتى را مى‌طلبند که در آن به عقده‌تکانى بپردازند. و يا دائماً درصدد يافتن مقصرى هستند که او را تنبيه کنند. اين چنين افرادى در تنبيه کودک خطاکارند. اگر شما ناراحتيد فرزند شما تقصيرى ندارد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

منع انتقام

از تنبيه انتقامى بايد پرهيز نمود که کارى می باشد توأم با غضب و غضب شعله آتشى می باشد که در مواردى بسيار خرمن‌ها را آتش مى‌زند. تنبيه ناشى از انتقام مربى را از هدف دور مى‌سازد. حساب‌ها بايد از هم جدا شوند و براى هر حسابى دفترى جداگانه بايد گشوده گردد. احساس کودک از تنبيه انتقامى و درک او از اين‌امر که مربى دارد بحساب ديگرى او را مورد آزار قرار مى‌دهد ارتباط‌ها را تيره‌ مى‌سازد و زمينه را براى عدم‌ نفوذ مربى در شاگرد فراهم مى‌کند.

تنبيه مضاعف

ازنظر تربيت تنبيه مضاعف نارواست و آن تنبيهى می باشد که خود مرکب از چند تنبيه ديگر باشد. مثل کتک زدن بهمراه ناسزا گفتن و توبيخ و ملامت.

اگر کودک را کتک مى‌زنيد ديگر به او فحش ندهيد، اگر او را سرزنش مى‌کنيد ديگر از غذا و بازى محرومش نسازيد که اين شيوه‌اى غيرعادلانه و خلاف نظر اسلام می باشد. در اسلام حتى فردى را که محکوم به اعدام می باشد و براى کشتن او را مى‌برند حق نداريم فحش بدهيم و يا او را ملامت کنيم.

خشونت

تنبيه بکنيد امّا خشونت بخرج ندهيد. دست و شلاقتان را زياد بالا نگيريد بيرحمى خود را در اين راه نشان ندهيد. همانگونه که گفتيم غرض اساسى در تنبيه نشان‌دادن شکسته شدن سد حرمت می باشد نه چيز ديگر. والّا اگر بنا گردد با کودک از طريق بدردآوردن او معامله کنيد هیچگاه در اين راه موفق نخواهيد گردید.

اين از عدالت مربى بدور می باشد که با بهره گیری از زور و قدرت خود بجان کودکى بى‌پناه افتد و او را زير مشت و لگد خودگير و يا بدنش را سرخ و سياه کند. خدا چه گردید؟ مگر مى‌توان از انتقام خدا در امان ماند.

طرد و اخراج

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

برخى از والدين و مربيان بهنگامى که از رفتار کودکى به ستوه آمده‌اند سعى دارند او را از خانه يا کلاس اخراج کنند، در حاليکه اين اقدام اثر تربيتى نامطلوبى بر روى کودک دارد بويژه کودکانى که سن و سال زيادى نداشته باشند. شما با اين اقدام به احساس بى‌پناهى کودک کمک مى‌کنيد و يا بر او از نظر درسى لطمه‌اى وارد مى‌آوريد که قابل جبران نيست. کودک بمحض اخراج از خانه به جستجوى پناه برمى‌آيد و اى چه بسا که اين‌امر موجب وارد آمدن صدمه و زيانى روانى بر او باشد. و در اخراج از کلاس حتى اين خطر هست که طفل خود را از شر تنبيه و امر و نهى شما راحت کند و دست خود را از دامان تربيت شما جدا نمايد

تکرار تنبيه

در مواردى ممکن می باشد شما کودکى را تنبيه کرده‌ايد و مثل اینکهً اقدام ناروائى از او ترک شده و مجدداً همان اقدام را تکرار کرده می باشد. در چنين صورتى ضرورى می باشد تنبيه متوقف و تعطيل و علت يا علل آن جستجو گردد. معلوم مى‌گردد که تنبيه شما نتوانسته می باشد ريشه نابسامانى و بدرفتارى کودک را بخشکاند و يا او را از آن امر باز دارد. ممکن می باشد طفلى که تنبيه مى‌گردد و شما او را تنبل مى‌دانسته‌ايد و براى رفع تنبلى او اقدام به تنبيه مى‌کرده‌ايد به واقع عقب‌مانده ذهنى بوده باشد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

تنبيه دسته جمعى

گاهى ممکن می باشد همه کودکانه خانه و يا همه دانش‌آموزان کلاس يکباره فرياد و شيوه بدرفتارى از خود بروز داده و يا دعوا و سروصدا به راه انداخته باشند. همچنين ممکن می باشد همه افراد کلاس از دستورات شما تخلف کرده و تکليف انجام نداده باشند.

در چنين صورتى به مصلحت نيست که يکباره همه کودکان را مورد تنبيه قرار دهيم بويژه که در مواردى هم ممکن می باشد عده‌اى بيگناه باشند و يا احتمال مقاومت و تمرد شديد باشد. در آن ساعت تغيير موضع دهيد و با شيوه‌هائى بکوشيد دل آنان را بدست آوريد. بعدها که سکوت و سکون مستقر گردید مى‌توانيد تدريجاً عوامل عصيان و طغيان را شناسائى کرده و به اصلاح آنها بپردازيد.

منعهاى ديگر

چه بسيارند تذکرات و هشدارهائى که در اين ارتباط قابل‌ذکرند و ما براى پرهيز از اطاله کلام از ذکر تفصيلى آنها خوددارى مى‌کنيم مثل:

– منع از صدمه‌زدن و با خشم اقدام‌کردن که گاهى نقصى را در کودک پديد مى‌آورد که مادام‌العمر غيرقابل جبران می باشد.

– منع از تکليف اضافى و مخصوصاً رونويسى مشق و يا افزودن مسؤوليت که درد بداخلاقى را دوا نمى‌کند.

– منع از حبس در جاهاى ترسناک که ممکن می باشد زمينه ناامنى و ترس و اختلال روانى گردد.

– منع از تمسخر، تحقير، اهانت، ناسزاگوئى‌ها، و ….

تربیت ، تنبیه نیست

به زبان آوردن كلمه «انضباط»، در بسیاری از افراد حالت انقباض ایجاد می كند زیرا برای بسیاری، انضباط یعنی كتك خوردن، در اتاق حبس شدن و مورد ناسزا قرارگرفتن.

به زبان آوردن كلمه «انضباط»، در بسیاری از افراد حالت انقباض ایجاد می كند زیرا برای بسیاری، انضباط یعنی كتك خوردن، در اتاق حبس شدن و مورد ناسزا قرارگرفتن.
متأسفانه اغلب ما انضباط را با تنبیه اشتباه می گیریم؛ با وجود اینكه این كلمات، معانی كاملاً متفاوتی دارند. اگر چه یك روش كامل و معین برای منضبط كردن بچه ها وجود ندارد و فقط آن چیز که ما می توانیم انجام دهیم این می باشد كه خودمان را به رویكرد مثبتی در ارتباط با انضباط متعهد سازیم؛ رویكردی كه دربرگیرنده تکریم، انتظارات روشن، محدودیت ها و پیام های منطقی و اختیار باشد.
نكته مهم در این ارتباط آن می باشد كه ما نباید اعتماد به نفس بچه ها را خدشه دار كنیم بلكه بایستی با رفتاری جدی توأم با عشق و محبت، انضباط شخصی را پرورش دهیم.
بعضی مواقع جایگاه هایی پیش می آید كه آن را پیش بینی نكرده ایم. به گونه مثال، با فرزندمان به خرید می رویم و در راه خرید، دختر یا پسرمان شروع به غرزدن می كنند كه ما فلان چیز را می خواهیم و این موضوع باعث می گردد كه او در تمام طول مسیر، قیل و قال و گریه و زاری كند و شما هم مجبور شوید دست او را بكشید تا یك قدم بردارد اما اگر قبل از خروج از منزل می توانستید این جایگاه را پیش بینی كنید، این مشكل هیچگاه پیش نمی آمد. مثلاً به فرزندتان بگویید كه ما الان می خواهیم برای خرید بیرون برویم و من می دانم كه ما هر وقت خرید می رویم، تو دوست داری یك خوراكی برایت بخرم اما امروز از شكلات خبری نیست. در عوض در راه بازگشت، می توانی یك كتاب برای خودت بخری و با این روش می توانیم از وخامت وضعیتی كه ممكن می باشد رخ دهد، از قبل بكاهیم و برای این كار كافی می باشد كه به آنها بگوییم چه انتظاری از ما می توانند داشته باشند و برای ما مقدور می باشد چه كاری را انجام دهیم و چه كاری را انجام ندهیم.
هر مسأله ای نیاز به دخالت ندارد. بسیاری از موارد را می توان صرف نظر کرد، زیرا بچه ها به محض آنكه شما توجه تان را از روی آن موضوع بردارید، خودبه خود آن را رها می كنند. فرض كنید فرزندتان وارد می گردد و یك مشت شیرینی برمی دارد و شما می گویید: «می توانی دو تا برداری» و پسرتان می گوید: «من سه تا می خواهم». بایستی تصمیم بگیرید آیا ارزش دارد برای یك شیرینی انرژی مصرف كنید یا نه. با این راهكار می توانیم ۹۵درصد موارد جزئی كه ناراحتمان می كند را نادیده بگیریم. به همین دلیل می باشد كه گاهی ارزش دارد رفتاری را كه ضرری به شما نمی رساند، نادیده بگیرید و انرژی تان را صرف مسائل مهم تر كنید.
بچه ها همیشه توقع دارند كه وقتی سوألی می كنند، فوراً به آن پاسخی داده گردد. در نتیجه ما همیشه خود را تحت فشار قرار می دهیم تا به بچه ها فوراً پاسخ دهیم اما هنگامی كه ما فوری و تحت فشار وارده جوابی می دهیم، اغلب چیزهایی می گوییم كه بعداً پشیمان خواهیم گردید. به عنوان مثال چند بار تاكنون به گونه خودبه خود به بچه ها «نه» گفته اید و بعد از چند لحظه متوجه شده اید اگر یك لحظه فكر كرده بودید، شاید جواب دیگری می دادید.
پس كمی به خودتان فرصت دهید و كمتر واكنش فوری نشان دهید. در این ارتباط لازم می باشد هر روز بهترین انگیزه را در بچه هایمان بیدار سازیم تا آنها بدانند كه می توانند از خود، بهترین ها را بسازند. شما همیشه می توانید چیزی برای ستایش بچه هایتان در ارتباط با نقاط قوت و استعدادهای آنها بیابید؛ «آفرین! چقدر وقت و انرژی برای تست زبان صرف می كنی!»، «آفرین به تو كه خواهرت را هم در بازی شركت دادی!»، «با چه دقت و نظمی اسباب بازی هایت را سر جایشان گذاشتی!» این گونه كیفیت ها را در بچه هایتان تقویت كنید؛ خواهید دید آنها چگونه رشد می كنند و با شما میل به همكاری نشان می دهند.
چند دقیقه فكر كنید و ببینید چه دیدی نسبت به بچه های خود دارید؛ مسئول، تنبل، اهل همكاری یا… ؟
بچه های ما نسبت به نظری كه ما به آنها داریم، بسیار حساس هستند. آیا تاكنون متوجه شده اید مادر و پدرهایی كه بچه های خود را مسئول می بینند، مثل اینکهً بچه های مسئولی هم دارند؟ اگر شما بچه خود را فرد مسئول و مددكاری ببینید-بدون آنكه خودتان آگاه باشید- به او فرصت بیشتری می دهید تا كفایت و شایستگی اش را نشان دهد و حس مسئولیت خود را بالا ببرد. هر چه شما بیشتر به فرزند خود اعتماد و اطمینان كنید، او بیشتر یاد می گیرد كه قابلیت اعتمادكردن را دارد و در نتیجه، بیشتر قابل اعتماد و امین بار می آید.
●آیا تا به حال مثل نواری كه گیر كرده باشد، شده اید؟
«این بازار سمساری را جمع كن! می گم این بازار سمساری را جمع كن!» و هیچ وقت هم نتیجه ای عایدتان نمی گردد. یك والد معمولی، بچه پنج،شش ساله خود را روزی پنجاه وپنج بار سرزنش می كند و این موضوع، شوخی نیست، بلكه یك آمار واقعی می باشد و هیچ فكر كرده اید این نق زدن ها چقدر انرژی می برد؟ و بدتر از همه، نق زدن هیچ فایده ای هم ندارد.
بچه ها یاد می گیرند كه ما را از رو ببرند. آیا تا به حال اتفاق افتاده وقتی فرزندتان مشغول تماشای تلویزیون می باشد با او حرف بزنید؟ آیا از اینكه سرش را بالا نمی كند تا جواب شما را بدهد تعجب نمی كنید؟ یا تا به حال اتفاق افتاده بدون هیچ نتیجه ای خود را مشغول تكرار جمله ای ببینید؟ اینها همه نشانه های گفت وگوی غیرموثر می باشد.
وقتی به بچه هایمان اجازه انتخاب می دهیم، به آنها می آموزیم به گونه ای صریح فكر كنند. ما قدرت و ضمناً انعطاف پذیری خود را در رعایت كردن نیازها و نگرانی هایشان نشان می دهیم. با دادن اجازه انتخاب به بچه ها ما به آنها كمك می كنیم درمورد مسئولیت پذیری، چیزهایی بیاموزند و آنها را برای استقلال بیشتر آماده می كنیم اما بایستی توجه داشت كه انتخاب بچه را بایستی با دقت، انرژی و بودجه خودتان محدود كنید.
ما بایستی مطئمن، جدی و بااطمینان صحبت كنیم. وقتی ضعیف النفس هستیم یا زیرا عرصه را تنگ می بینیم، فریاد می كشیم، برای بچه هایمان مشكل می باشد باور كنند كه ما پدر و مادر صمیمی و مهربانی هستیم. هر چه بیشتر و بلندتر فریاد بكشیم، تاثیر خود را بیشتر از دست می دهیم. ما نیاز داریم مطمئن و آرام باشیم و اجازه دهیم توجه ما این را برساند كه از آنها انتظار داریم به ما گوش دهند زیرا وقتی ما پیامی را به گونه مستقیم و قاطعانه ابلاغ می كنیم، شكی در ذهن بچه ها در مورد آن چیز که از آنها می خواهیم انجام دهند، باقی نمی گذاریم؛ «همین الان اسباب بازی هایت را جمع كن! وقت آن رسیده كه تكالیف شبت را انجام دهی».

f2h

دیدگاهتان را بنویسید